
می گویند: در زمان های قدیم پیرزن نخ ریسی بود که از چند سال پیش شوهرش مرده بود و با دو تا گربه اش زندگی می کرد. اسم یکی از گربه ها عروس بود و اسم یکیش هم ملوس. گربه عروس خیلی زرنگ بود و روزی نبود که چند تا موش نگیرد و سبیلی چرب نکند برعکس او ملوس، گربه خیلی تنبل و تن پروری بود و بیشتر وقت ها می رفت پهلوی پیرزن و آن قدر لوس بازی در می آورد تا پیرزن از غذای خودش یک چیزی به او می داد. موش های خانه پیرزن خیلی از عروس می ترسیدند اما میانه شان با ملوس خیلی خوب بود به طوری که وقتی ملوس تنبل می خوابید موش ها از سر و کولش بالا می رفتند، خلاصه وقتی موش ها از تنبلی و بی ...
ادامه مطلب
پنجره اتاقمباز به سمت دریاستساحل و موج و قایقخیلی قشنگ و زیباست کنار موج دریاگوش ماهی ها نشستندبه شوق موج دریاساکت و آرام هستند دوباره موج آمدیک جمله گفت به آن هابرای بازی کردنبیایید بریم از این جا خوش حال و شاد و خندانگوش ماهی ها دویدندروپشت موج نشستندبه دور دورا رسیدند [email protected] فهیمه امرالله _ شاعر:قیصر سربازی دوباره صبح آمد یک روز خوب و زیبا ... ماشین من،جان جان ترمز و گاز، قان قان... به به مداد رنگی چه رنگای قشنگی... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
حضرت موسی(ع) درمحل رسیدن دو دریا با حضرت خضر(ع) دیدار کرد و از او خواست از دانش فراوانی که خداوند به او داده به او یاد دهد. خضرگفت: تو تحمل آن چه را خداوند به من آموخته نداری و نمی توانی صبر کنی. حضرت موسی گفت: خواهی دید که صبر می کنم. آن ها سوار قایق شدند. حضرت حضر شروع کرد به شکستن تخته قایق. حضرت موسی گفت: چرا قایق را می شکنی؟ می خواهی مسافران را غرق کنی؟ حضرت خضر نگاهی به حضرت موسی کرد و گفت: دیدی به تو گفتم که نمی توانی در این سفر با ما همراه باشی؟ حضرت موسی قولی را که داده بود به خاطر آورد. برایش بسیار سخت بود که در برابر کارهای عجیب و غریب حضرت خضر هیچ ن...
ادامه مطلب
دوستای نازنینم من لیموی شیرینم با اینکه زرد رنگم دوای صد تا دردم من محصول شمالم رفیق پرتغالم آبدار و پر بارم من از همه بهترم من آبم پر از ویتامین گردم و نرم و شیرین اگه با من دوست بشین هیچ وقت مریض نمیشین تو پائیز و زمستون میام به دیدارتون [email protected] شهرزاد فراهانی-مهد حدیث پرنده باز می خونه از رو درخت تو لونه نگاه کن به آسمون، هم رنگِ دریا شده بعد از بارون همه جا، ببین چه زیبا شده ... خبر، خبر، خبرهای فراوان با یک کتاب می شینم تو ایوان Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
اسم من تالاب هامون است،من یکی از بزرگ ترین تالاب دنیا و یکی از بزرگترین دریاچه ها در دنیا هستم. مساحت من حدود 5700 کیلومتر مربع و عمق من برابر 1 تا 5 متر در ناحیه کویری و بیابانی هستم. من در استان سیستان و بلوچستان قرار دارم. و از سه بخش وسیع تشکیل شده ام که عبارتند از: هامون هیرمند،هامون صابری و هامون پازوک. بخش زیادی ازهامون پوزک و صابری در خاک افغانستان قرار دارد و باقی مانده در خاک ایران قرار دارد. من یک منبع آبی مناسب برای مصارف کشاورزی و دامداری مردم منطقه به شمار می آیم.اطراف من پوشیده ازچمن زارسرسبزی است که منبع اصلی تغذیه هزاران راس دام محسوب می شود. حدود 225 گونه پرنده، در اطراف من زندگی می کنند که 80 نوع آن ها مهاجر و مابقی بومی هستند. حدود 28 نوع گیاه آبزی در کنار من به چشم ...
ادامه مطلب
روزی روزگاری در یک طویله بزرگ حیوانات زیادی زندگی می کردند، یکی از این حیوانات گاو شکمویی بود که هر چی غذا می خورد سیر نمی شد. گاو قصه ما تا زمانی که غذا بود به خوردن ادامه می داد.در کنار این گاوها چند تا گوسفند و الاغ هم بودندکه بعضی وقت ها گاو شکمو وقتی می دید آن ها نیستند به سمت غذا حیوانات می رفت و آن ها را می خورد. الاغ بیچاره باید هر روز کلی کار می کرد و برای گاو و گوسفندان غذامی آوردو به خاطر این که گاو شکمو کلی غذا می خورد مجبور بود این راه را 2یا 3 بار برود.حیوانات به گاوشکمو می گفتند: آن قدر غذا نخور دل درد می گیری و وزنت زیاد می شود. ولی اصلا گوش گاو بدهکار نبود از صبح تاشب غذا می خورد و می خورد و می خورد.بالاخره کار کردن زیاد باعث شد که الاغ بیچاره مریض شود .و به همین خاطر ...
ادامه مطلب
در سال 1910 میلادی، دو دانشمند در حالی که مشغول اکتشافبودند، با نوع عجیبی از حشره خوار پشمالو و نسبتا بزرگ برخورد کردند. افراد بومیجانور رامانند یک قهرمان می دیدند و باور داشتند که استخوان ها، پوست یا حتی خاکسترش هم زمانی که در جنگ ها همراهشان باشد می تواند آن ها را شکست ناپذیر کند. یکی از دانشمندان برای آن که قدرت خارق العاده حشره خوار را نشان دهد، یکی از آن ها را گرفت و روی زمین قرار داد و برای چند دقیقه ای بر روی حیوان ایستاد؛ اقدامی که اگر از نزدیک شاهدش بودیم شک نداشتیم باعث مرگ یا دست کم فلج شدن جانور می شود. وقتی آن مرد از روی حیوان پایین آمد، جانور درنگی کوتاه کرده و سپس با چند تکان کوچکی که به بدن خود داد از جایش بلند شده و به حرکت ادامه داد. حشره خواری که از آن حرف می زنیم، ب...
ادامه مطلب
بالا بالا آسمون یه آسمون آبی روزها یه مهمون داره یه خورشید طلایی خورشیدی که نگاهش گرمه و مهربونه نور می پاشه به دنیا وقتی تو آسمونه شب که میشه ستاره رو دامنش می شینه دوتا دست خیالی ستاره رو می چینه ستاره مثل گل ها تو باغ آسمونه باغی که باغبونش با گل ها مهربونه ای آسمون آبی یه روزی پر می گیرم از تو و کهکشون ها میام خبر می گیرم [email protected] شاعر: مهری طهماسبی دهکردی تهیه: فهیمه امرالله داداش کوچولوی من اسمش آقا امیره تازگی راه افتاده چهار دست و پایی می ره ... کودک نازنینم بگو بگو ببینم یک نهال سبز را کاشتم در قلب خاک... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
کودک و نوجوان - شهرزاد فراهانی با روش زیر بدون بافتن یک عروسک بافتنی زیبا درست کنید. مواد لازم: ابتدا نخ های کاموا را دور یک مقوایی که می خواهید اندازه عروسکتان به همان سایز باشد مانند شکل زیر پیچیده و قسمت جلوی آن را با یک نخ کاموا گره بزنید. سپس از محل گره دسته کاموا را برعکس کرده و مانند شکل زیر آن را گره بزنید. با این کار سر عروسک تان تکمیل می شود.برای دست های عروسک نخ های کاموا را دور یک کارت با سایز کوچک تر پیچیده و دو طرف آن را گره بزنید. دست ها را داخل عروسک گذاشته و زیر آن را گره بزنید.برای پاهای عروسک، قسمت پایین را به دو قسمت تقسیم کرده و هر کدام را جداگانه گره بزنید و برای کامل کردن دست و پا انتهای آنها را مانند شکل برش دهید. برای درست کردن سر عروسک یک نوار نمدی به ...
ادامه مطلب
برای اینکه بتوانیم یه جا موبایلی زیبا درست کنیم نیاز به وسایل ساده ای داریم که به راحتی در دسترس شما است، پس با ما همراه شوید و این کاردستی زیبا و ساده را درست کنید. وسایل مورد نیاز: مراحل ساخت: با استفاده از ماژیک، اندازه ای را که مناسب مویابلمان است را بر روی مقوای دستمال رولی علامت می زنیم. با کاتر فضای علامت زده را می بریم (دقت کنید به دستتان آسیبی نرسد) از کاغذ رنگی مورد علاقه خود برای پوشاندن رول استفاده کنید و با چسب مایع آن را محکم کنید. در این مرحله وسط فضایی را که قبلاً بریده بودید را پیدا کنید و با ماژیک طبق الگو روی آن علامت بزنید. کاغذ بریده شده را به سمت داخل کار برگردانید و با چسب بچسبانید.در مرحله آخر پین های تابلوی اعلانات را به عنوان پایه در چهار قسمت کار ...
ادامه مطلب
یکی از آشامیدن¬های مورد علاقه¬ی مردم در طول هزاران سال قهوه بوده است. قهوه ابتدا در میان مردم عربستان رواج داشته و در حدود قرن شانزدهم به اروپا برده شده است... در روزگاران دور دو گدا بودند که جلوی قصر سلطان محمود غزنوی گدایی می کردند. یکی از گداها خیلی برای شاه و درباریان چاپلوسی می کرد و به همین خاطر همیشه از قصر برای او غذا می آوردند و گه گُداری هم به او پول .ی دوم روزگار... دوران عظیم یخبندان یا عصر یخ،هنگامی اتفاق افتاد که توده عظیمی از یخ از سمت شمال بتدریج به طرف جنوب سرازیر شده و قسمتهای زیادی از جهان را پوشانید... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
بشقاب موزاییکی طرح خورشید کاردستی بشقاب موزاییکی برای سنین پیش دبستانی، مهد کودک و بزرگتر مناسب است.روش کار در این کاردستی کلاژ / کولاژ یا همان تکه چسبانی است. مواد لازم: بشقاب یک بار مصرف کاغذیمدادقیچیمجله باطله /یا کاغذ رنگی چسب مایع ابتدا یک طرح کودکانه و ساده مثل خورشید ، ماه و ستاره یا قلب روی بشقاب بکشید . در مرحله دوم صفحات رنگی مجله را به صورت مربع های کوچک ببرید. دراین مرحله ساخت این کاردستی با روش کولاژ یا تکه چسبان است . تکه های کوچک بریده شده را با چسب روی طرحخودبچسبانید (با مربع های رنگی طرحتان را رنگ کنید.) سعی کنید قدرت تخیل و خلاقیت کودکان را در این مرحله پرورش بدهید. یکی از اهداف مهم درست کردن کاردستی تقویت مهارت های دستی کودکان است. کانال کودک و...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبودیك خانه عروسكی بسیار زیبایی در کنار شومینه اتاق قرار داشت .دیوارهای آن قرمز و پنجره هایش سفید بود . آن خانه پرده های توری واقعی داشت. هم چنین یك درب در جلو خانه و یك دودكش هم روی سقفش دیده می شد. این خانه متعلق به دو عروسك بود. یک عروسک بلوند کهسارا نام داشت و صاحبخانه بود ولی هیچ وقت غذا سفارش نمی داد. دیگری همسیمین نام داشت و آشپز بود اما هیچ وقت آشپزی نمی كرد چون غذاهای آماده از قبل خریداری شده بودند و در یك جعبه قرار داشتند. توی جعبه دو عدد میگو درشت قرمز ، یك ماهی ، یك تكه ران ، یك ظرف پودینگ و مقداری گلابی و پرتقال بود. آن ها را نمی شد از بشقاب ها جدا كرد ولی بی نهایت زیبا بودند. یك روز صبحسارا وسیمین برای گردش با كالسكه عروسكی شان بیرون رفتند. هیچ كس در اتاق...
ادامه مطلب
تهران خیلی وقت است پوست انداخته و چهره قاجاریِ سرسبز و ییلاقی اش را لایه های بتن و دود و سیمان و غبار پوشانده... صفویان، تا سیصد سال پیش در ایران حکومت می کردند. افراد مشهوری که در دوره صفویان می زیستند ... صفویان، تا سیصد سال پیش در ایران حکومت می کردند. ... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود،سال ها پیش در جنگل بزرگ و سرسبز، روی بالاترین شاخه بزرگ ترین و بلندترین درخت، یک گنجشک زندگی می کرد. گنجشک قصه ما؛ روزی تصمیم گرفت که برای دیدن دوستش به خانه او برود. صبح زود به راه افتاد. از جاهای زیادی عبور کرد. اما گنجشک کوچک یک مشکل داشت؛ و آن هم این بود که فراموش کار بود او در راه متوجه شد که خانه دوستش را فراموش کرده کرده است او از بالای رودی عبور کرد که آن جا یک قو در حال آب تنی بود. او از قو آدرس خانه دوستش را پرسید اما قو نمی دانست و رفت و رفت تا به یک روستا رسید خیلی خسته شده بود روی پشت بام خانه ای نشست تا استراحت کند،تصمیم گرفت به خانه خودش برگردد. ولی او آنقدر فاصله اش از خانه زیاد شده بود که راه خانه خودش را هم فراموش کرده بود. احسا...
ادامه مطلب
کانگوروها به خاطر شکل و ظاهر خاصشان علاقمندان زیادی دارند و به همان اندازه که افراد از موش ها تنفر دارند به این موجود زیبا عشق می ورزند. اما در زمین پهناور جانوری زندگی می کند که سری شبیه به موش و پاهایی مانند کانگورو دارد و قادر است علیرغم جثه باریک خود جهش هایی طولانی را انجام دهد. این موجود عجیب یرموع نام دارد و در ادامه این مطلب قصد داریم پس از معرفی آن، برخی خصوصیات شگفت انگیزش را از نظر بگذرانیم. همانطور که قبلا گفتیم اگر نگاهی به ظاهر یرموع بیاندازید درخواهید یافت که بخش بالاتنه آن شبیه به یک موش است اما پاهای آن شکلی متفاوت از این جوندگان دارند. چنانچه بخواهیم دقیق تر بگوییم این جانور درست مانند هر جونده ای، دو پای دیگر هم دارد اما این اندام ها بیش از اندازه ظریف و کوچک هستند و ...
ادامه مطلب
در یکی از روز های زمستانی سال ١٥٦٤ ، طوفانی شدید، درخت بلوط بزرگی را ریشه کن کرد. بعد از افتادن درخت، ذخیره ای بزرگ از یک ماده سیاه ناشناختهپدیدار شد. کشاورزان محل پس از آزمایش نتیجه گرفتند که این ماده نوعی سرب است. اختراع مداد بعد از مدتی روستائیان دریافتند که این نوع منحصر به فرد «سرب» ماده ای بسیار خوب برای نوشتن و طراحی کردن است، بنابراین باکندن گودالی بزرگ در جای سقوط درخت بلوط به استخراج این ماده پرداختند. در سال ١٧٧٩، یعنی بیش از دویست سال بعد یک دانشمند انگلیسی کشف کرد که ماده استخراج شده از این معدن نوعی ذغال است نه سرب. شکل مداد های اولیه مدادهای اولیه صرفاً کلوخه ها و خورده های گرافیت بود. بعدها این ماده را به شکل قلمی در آوردند که دور آن را نخ می پیچیدند و از هر طرف که لاز...
ادامه مطلب
مطالعات اخیر نشان می دهد حدود نیمی از نوجوانان جهان به گوشی های هوشمند اعتیاد دارند. آموزش ساختن کاردستی ریسه عروسک نمدی... رنگ کردن تخم مرغ ها کار آسان و سرگرم کننده ای است . برای این کار می توانیم روی پوسته ی تخم مرغ طرح های مختلفی پیاده کنیم... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
برای درست کردن کاردستی میمون شکمو، با بشقاب یکبار مصرف و مقوا و کاغذ رنگی به همراه کودکان خالی از لطف نیست. به خصوص که این کاردستی ساده، می تواند به خوبی برای تزیین دیوار اتاق بچه ها هم استفاده شود از این طرح های ساده برای نقاشی میمون برای کودکان هم می توانید ایده بگیرد. مواد لازم برای درست کردن میمون پلاستیکی: بشقاب کاغذی / پلاستیکی یکبار مصرف مقوای رنگی / کرم و قهوه ایو زردروبان قیچی چسب مایع مداد و البته حوصله و حدود نیم ساعت وقت روشساختن کاردستی ساده میمونبسیار ساده است طرح اجزای بدن میمون را روی مقوا با مداد نقاشی کنید تکه ها را به ترتیب روی هم با چسب مایع بچسبانید یک روبان را به بالای سر میمون از پشت بچسبانید و تا آویز دیواری طرح میمون شما تکمیل شود حال طرح های این نوع کاردستی را ت...
ادامه مطلب
در روزگاران دور دو گدا بودند که جلوی قصر سلطان محمود غزنوی گدایی می کردند. یکی از گداها خیلی برای شاه و درباریان چاپلوسی می کرد و به همین خاطر همیشه از قصر برای او غذا می آوردند و گه گُداری هم به او پول می دادند به طوری که زندگیش می گذشت اما گدای دوم روزگارش را به سختی سپری می کرد و حتی غذای روزانه اش را هم به سختی به دست می آورد. گدای اول همیشه به گدای دوم می گفت تو هم مثل من از سلطان و درباریان تعریف کن تا تو هم به نان و نوایی برسی اما گدای دوم می گفت خداوند روزی رسان است، سلطان محمود چه کاره است!تا اینکه یک روز این حرف گدای دوم به گوش سلطان محمود رسید. سلطان عصبانی شد و گفت حالا که این طور است کاری می کنم که گدای اول پول دار شود و دیگر دست از گدایی بردارد تا گدای دوم بفهمد که همه اوام...
ادامه مطلب