کودک و نوجوان

متن مرتبط با «حرف پرستو صالحی درماه عسل» در سایت کودک و نوجوان نوشته شده است

چگونه مراقب حرف های خصوصی باشیم؟

  • نیلوبلاگ

    چگونه به سلامت، رفت و آمد کنیم؟... خرید کردن همیشه خوب نیست، یاد بگیریم که چطور درست و به اندازه خرید کنیم... چگونه به سلامت، رفت و آمد کنیم؟... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حرف پرستو

  • نیلوبلاگ

    پرستو دنبال یک نفر می گشت که با او حرف بزند. حلزون را دید و به سراغش رفت. حلزون سرش را پایین انداخته بود. زیر لب غر می زد و یواش یواش راه می رفت. به حلزون گفت: می خواستم یک چیزی بگویم، ولی نمی گویم. تو حرف بزن. بگو چی شده؟حلزون غُر غُر کرد: 4 فصل است که این خانه سنگین را روی کولم می کشم، دیگر خسته شده ام.پرستو گفت: فکر کردی برای چی حلزون شدی؟بعد پر زد و رفت پیش کرگدن. می خواست با کرگدن حرف بزند. دید که کرگدن سرش را پایین انداخته و آه می کشد.پرستو گفت: می خواستم یک چیزی بگویم، ولی نمی گویم. تو حرف بزن بگو چی شده؟کرگدن غُر غُر کرد: از این لباس سنگینی که به تنم است خسته شده ام.پرستو گفت: کرگدن بدون این لباس که کرگدن نیست.بعد پر زد و رفت پیش شتر. می خواست با شتر حرف بزند. دید که او به اون د...

    ادامه مطلب
  • برای مادر ، حرف بزن

  • نیلوبلاگ

    حسن (ع) در کودکی، نزد پیامبر (ص) می رفت و پایین منبر رسول خدا می نشست. تا از منبع وحی استفاده کند. او، در سن سن هفت سالگی، هر آن چه از پیامبر شنیده بود، به حافظه می سپرد و چون به خانه می آمد، برای مادرش، فاطمه (ع) تعریف می کرد. بسیار اتفاق می افتاد که علی (ع) به خانه می آمد و سخنان پیامبر را از همسرش می شنید که آن ها را فرزندش، حسن (ع)نقل کرده بود. روزی، علی (ع) خود را در خانه پنهان ساخت. حسن (ع) طبق معمول هر روز خویش، وقتی از مسجد بازگشت و خواست سخن بگوید، ناگهان لکنتی در زبانش پدید آمد و مادر با تعجب پرسید : - آیا امروز حادثه ای اتفاق افتاده است، که موجب ناراحتی شما شده است ؟! حسن محتبی (ع) پاسخ داد: - ای مادر ! تعجب نکن؛ زیراامروز، شخصی بزرگ به سخنان من گوش فرا داده است. هیبت و عظمت ا...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حرف پرستو صالحی درماه عسل | حرف های جنجالی پرستو صالحی | حرف های پرستو صالحی |