کودک و نوجوان

متن مرتبط با «ساخت کاردستی با مواد دور ریختنی» در سایت کودک و نوجوان نوشته شده است

xa0گربه تنبل را موش طبابت می کند

  • نیلوبلاگ

    می گویند: در زمان های قدیم پیرزن نخ ریسی بود که از چند سال پیش شوهرش مرده بود و با دو تا گربه اش زندگی می کرد. اسم یکی از گربه ها عروس بود و اسم یکیش هم ملوس. گربه عروس خیلی زرنگ بود و روزی نبود که چند تا موش نگیرد و سبیلی چرب نکند برعکس او ملوس، گربه خیلی تنبل و تن پروری بود و بیشتر وقت ها می رفت پهلوی پیرزن و آن قدر لوس بازی در می آورد تا پیرزن از غذای خودش یک چیزی به او می داد. موش های خانه پیرزن خیلی از عروس می ترسیدند اما میانه شان با ملوس خیلی خوب بود به طوری که وقتی ملوس تنبل می خوابید موش ها از سر و کولش بالا می رفتند، خلاصه وقتی موش ها از تنبلی و بی ...

    ادامه مطلب
  • پسر بابا

  • نیلوبلاگ

    تعداد بازديد : 537 يکشنبه 1395/6/14 تاريخ : "); $("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500); } }); function Clickheretoprint() { var s = 'MainComponents/printpage.htm'; s = '/' + s + ''; window.open(s, "", "Width=700,height=600,ScrollBars=1, resizable =0"); } function SendToWall() { var type = "1"; var id = ""; id = "333651"; if (id == "") id = "333651"; $.ajax({ type: "POST", url: "/webservices/Socialnetwork_v2/Service.asmx/SendToWall", data: "{ ID:" + id + ", Type:" + type + "}", contentType: "application/json; charset=utf-8", dataType: "json", success: function (recdata) { var i = recdata.d; if (i == -1) ShowMessage("wa...

    ادامه مطلب
  • لباس شکوفه ای

  • نیلوبلاگ

    بزغاله تشنه بود. رفت كنار رودخانه تا آب بخورد. خم شد و عكس خودش را توى آب تماشا كرد... بابا به مامان گفت: چرا ناراحتی؟ مامان گفت: دلم خیلی تنگ شده... مارمولک رفت و روی سنگ نشست. یک نگاه به دور و برش کرد. ... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ساخت کاردستی واسباب بازی نهنگ و ماهی

  • نیلوبلاگ

    جشن تولد دوستان، زمان بسیار مناسبی است برای تهیه کارت تبرک ساده و زیبا... بچه های عزیز امروز هم آمده ایم تا باهم یک شیر خوشکل کاغذی درست کنیم ،پس.... با وسایل ساده می توان اسباب بازی های زیبا درست کرد و با دوستانتان سرگرم بازی شوید... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سبد با مقوای شانه تخم مرغ

  • نیلوبلاگ

    جشن تولد دوستان، زمان بسیار مناسبی است برای تهیه کارت تبرک ساده و زیبا... بچه های عزیز امروز هم آمده ایم تا باهم یک شیر خوشکل کاغذی درست کنیم ،پس.... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • درخت با اراده

  • نیلوبلاگ

    درخت با اردههمیشه ایستادهکنار صخره و سنگچه خوب ریشه داده هزار دانه ی توتدوباره ریسه بستههزار حبه ی قندبه شاخه اش نشسته شکایتی نداردبه زیر برف و باراندرخت می دهد برگدوباره در بهاران کانال کودک و نوجوان تبیان[email protected] شهرزاد فراهانی- شاعر: مریم زرنشان...

    ادامه مطلب
  • چگونه مراقب حرف های خصوصی باشیم؟

  • نیلوبلاگ

    چگونه به سلامت، رفت و آمد کنیم؟... خرید کردن همیشه خوب نیست، یاد بگیریم که چطور درست و به اندازه خرید کنیم... چگونه به سلامت، رفت و آمد کنیم؟... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مرغ زیبا

  • نیلوبلاگ

    خوش حال و شادی ایمرغ زیبا هستی همیشه در خانه ی ما قد قد می کنی تو از صبح تا شام این سو وآن سو می گردی آرام با جوجه هایت هستی روانه در فکر آبی در فکر دانه وقتی که نوشی آب گوارا می گویی آرام شکر خدا را مرغ قشنگم قدقد قدا کن تخم بزرگی برای ما کن کانال کودک و نوجوان تبیان [email protected] شهرزاد فراهانی-نغمه ها ٦ قفس های باغ وحش حیوونه ای رنگارنگ... غنچه کوچولو با نام خدا چشاشو واکرد شد گلی زیبا ... تو شهر قم خانمی است که خیلی مهربونه ... Let's block a...

    ادامه مطلب
  • مهر بان ترین امام

  • نیلوبلاگ

    چند روزی بود در این خانه حتی یک تکه نان هم پیدا نمی شد بچه ها تحمل گرسنگی را دیگه نداشتند مادر گفت: ابو محمد، بلند شو یه کاری بکن بچه ها ازگرسنگی مردند. پسر گفت: بابا از دیروز تا حالا چیزی نخوردیم. دختر کوچولو گفت: داداش راست می گوید به به چه بوی غذایی از خانه همسایه می آید. ای کاش... تق!تق! صدای درآمد یکی محکم در می زد و می گفت: در را باز کنید چه قدر باید صبر کنم؟ من پولم را می خواهم. آن مرد دوست ابو محمد بود آمده بود پولش را بگیرد، 26 دینار از ابو محمد طلب داشت. او بلندفریاد می زد: اگر تا فردا پولم را ندهید از شما شکایت می کنم. این را گفت و رفت. ابو محمد نمی ...

    ادامه مطلب
  • باز هم بازی

  • نیلوبلاگ

    فراخوان اهدای اسباب بازی برای تجهیز اتاق های بازی بیمارستان های کودکان در راستای تجهیز اتاق بازی بیمارستان های کودکان اقدام به برگزاری دومین فراخوان جمع آوری اسباب بازی کرده است. هم زمان با دومین جشنواره ی ملی اسباب بازی و با حمایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این فراخوان از تاریخ 18تا 22مرداد ماه سال 1395 به مدت ...

    ادامه مطلب
  • باز هم بازی

  • نیلوبلاگ

    فراخوان اهدای اسباب بازی برای تجهیز اتاق های بازی بیمارستان های کودکان در راستای تجهیز اتاق بازی بیمارستان های کودکان اقدام به برگزاری دومین فراخوان جمع آوری اسباب بازی کرده است. هم زمان با دومین جشنواره ی ملی اسباب بازی و با حمایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این فراخوان از تاریخ 18تا 22مرداد ماه سال 1395 به مدت 5 روز از ساعت 10 صبح تا 8 شب در نمایش گاه اسباب بازی کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان جریان خواهد داشت. در نخستین سال برگزاری این فراخوان، اسباب بازی های جمع آوری شده به بیش از 50 مرکز اهدا گردید. لذا در دومین سال برگزاری این فراخوان از شما عزیزان خواهش مندیم، اسباب بازی های تمیز و در حد نو که دلبند شما دیگر نیازی به آن ندارد را به غرفه ی ما بیاورید و در این جریان مه...

    ادامه مطلب
  • با هم بخندیم

  • نیلوبلاگ

    لطیفه گویی از دیر باز برای ما ایرانی ها بسیار مهم و جذاب بوده .ما هم برای شما چند تا لطیفه جالب آوردیم امیدوارم دوست داشته باشید... مردمی که به حج رفته بودند، در سرزمین منا جمع بودند. امام صادق ( ع ) و گروهی از یاران لحظه ای در نقطه ای نشسته، از انگوری که در جلوشان بود می خوردند... دو دانشمند فرزانه با هم دوستی داشتند. روزی یکی از آن ها بر دیگری مهمان بود. در میان گفتگوی آن دو، فرزند خردسال دانشمند میزبان نیز، به جمع آن ها پیوست.... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باغ وحش

  • نیلوبلاگ

    قفس های باغ وحش حیوون های رنگارنگ میمون و شیر وپلنگ میمونه شکلک می سازه مَردُموخوشحال می کنه با یه دونه توپ سفید تنهایی فوتبال می کنه نگاه کنید خرسَ رو ایستاده روی دو پا خرگوشه رو نگاه کنید هی می پره رو هوا طاووس رو نگاه کنید چه خوشگل و قشنگه چترش و هی باز می کنه ناز وخوش آب ورنگه [email protected] شهرزاد فراهانی-تکناز چه دنیای قشنگی! دنیای رنگارنگی... هر حیوونی تو دنیا غذا داره مانند ما ... بعضی فقط دون میخورند بدون دندون می خورند دکتر چه مهربونه درد من و می دونه....... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پسرک بازیگوش

  • نیلوبلاگ

    سنگی از زمین بلند شد و محکم به سر پسر به خورد و در میان آه و ناله ، خون از سرش جاری شد. از آن طرف پسر بچه ای با سرعت شروع به دویدن کرد و از آن جا فرار کرد. وقتی می دوید پشت سر هم چشمانش را به هم می زد و موهایش با سرعت باد حرکت می کرد. از چهره اش شیطنت و ترس می بارید. در آن محله کسی نبود که از دست شیطنت ها و آزارو اذیت او در امان باشه. یک روز پسر بچه ای را کتک می زد یا با سنگ شیشه ای را می شکست و یا باد لاستیک ماشینیو را خالی می کرد. و یا مثل امروز... همین طور که در حال دویدن بود ناگهان سرپیچ کوچه به یه پیرمردی برخورد کرد و نزدیک بود پیرمرد زمین بخوره ولی دست پر چین و چروکش را به دیوار گرفت و زمین نخورد. پسر بچه خواست فرار کنه ولی وقتی سر و صورت سفید پیرمرد را دید خجالت کشید و گفت: ببخشید...

    ادامه مطلب
  • قورباغه ای با بدن خاردار

  • نیلوبلاگ

    زیست شناس متخصص در حوزه دوزیستان در حال قدم زدن در جنگل های اکوادور بود که با یک قورباغه کوچک به اندازه انگشت شست روبه رو شد. ظاهر این موجود بسیار طبیعی به نظر می رسید و بافت پوست بدن آن قورباغه از نوع متورم و خاردار بود. برای آزمایش این بار زیست شناسان قورباغه را در داخل ظرفی انداختند و آن را با خود به کمپ آوردند. اما زمانی که به سراغ ظرف رفتند تا قورباغه را از آن خارج نمایند با کمال تعجب دریافتند که پوست آن کاملا نرم شده و تفاوتی با دیگر انواعش ندارد. برای برگرداندن حیوان به شکل اولیه اندکی خزه را در داخل ظرف ریختند تا از میزان تنش و اضطراب وارد شده به جانور بکاهد و نوعی حس راحتی را در آن ایجاد کند و سپس از محل دور شدند پس از چند دقیقه که مجددا به سراغ ظرف این دوزیست آمدند، با پدیده...

    ادامه مطلب
  • هزارپایی که با زیبایی خود دشمنان را فریب می دهد

  • نیلوبلاگ

    یکی از این گونه شگفت انگیز هزار پا، هزارپا جواهرنشان نام دارد. ظاهر این موجود به قدری زیبا و فریبنده است که دوست دارید آن را روی قطعه ای طلا قرار داده و به دست یا گردن خود آویزان نمایید. شاید فکر کنید این جانور ابعاد قابل توجهی دارد اما این هزارپایان جواهرنشان که عاقبت نیز به پروانه تبدیل می شوند بیش از آنچه تصورش را نمایید کوچک هستند و همین خاطر پیدا کردنشان در انبوه شاخ و برگ درختان بسیار دشوار است. نکته دیگر در مورد این گونه خاص سرعت بالایش در قیاس با موجودات هم رده خود است، چراکه این کرم ها در یک چشم بر هم زدن از مقابل دیدگان شما دور می شوند. نکته ای جالب این که در زیر سطح شیشه ای بدن این جانور نیز برآمدگی هایی به چشم می خورند که از داخل پوشش سخت آن سر بر آورده اند. این بیرون زدگی ها...

    ادامه مطلب
  • دوربین

  • نیلوبلاگ

    چشم چشم دو شیشه می دونم می گی نمی شه بهت می گم که می شه از آهن و از شیشه چوب توش نداره رو گردنش سواره دستم می گیرم دور دورا رو می بینم بگو که ما چیداریم اسمشو چی می ذاریم؟ چشم چشم دو شیشه به ما بگو چی می شه [email protected] شهرزاد فراهانی-نغمه ها Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باغچه کوچک

  • نیلوبلاگ

    یک شاخه گل سرخ آوردم از بیابان با دست خود نشاندم او را میان گلدان گلدان کوچکم را هر روز آب دادم بردم میان ایوان خوب آفتاب دادم چون روی شاخه او تک تک جوانه سر داد شادی به باغ قلبم چون موج بال و پر زد وقتی جوانه اش داد گل های سرخ و زیبا با چشم خویش دیدم پاداش زحمتم را [email protected] شهرزاد فراهانی-نغمه ها ، میون تیکه ابرا تو آسمون اون بالا ..........رنگین کمون زیبا شده دوباره پیدا شاپرکی خسته رو دامنم نشسته خسته شده گمونم بال و پرش را بسته تیک تاک ساعت داره می شماره ... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سیمین بد اخلاق نباش

  • نیلوبلاگ

    سیمین همیشه عصبانی بود و حرف بد می زد برای همین هیچ کس باهاش دوست نمی شد و همیشه در حیاط کودکستان تنها بود. سیمین وسط حیاط کودکستان ایستاده بود . بچه ها در حیاطبازی می کردند ولی سیمین با هیچ کس بازی نمی کرد.صورت سیمین از عصبانیت قرمز شده بود، چون سارا و مینا دوست نداشتند با او بازی کنند. سیمین باعصبانیت داد می زد:ای دختر بد ،ای دختر بد. خانم ناظم تا صدا را شنید جلو آمد و پرسید: چرا داد می زنی؟ چرا ان قدر عصبانی هستی؟ سیمین باز هم داد میزد و بلند بلند می گفت: آخه این ها من را بازی نمی دهند خانم ناظم به آرامی گفت: پس بهتره بری و باهاشون حرف بزنی ولی نه با عصبانیت . سیمین به خانم ناظم گفت: الان هم دارم همین کار و می کنم دارم باهاشون حرف می زنم. خانم ناظم گفت: نه عزیزم، تو داری فریاد می زنی...

    ادامه مطلب
  • نوعی ماهی با چشمانی متفاوت

  • نیلوبلاگ

    پیش از آن که انسان نخستین سفر خود را در قرن 19 میلادی به اعماق اقیانوس داشته باشد و پرده از اسرار پنهان دنیای زیر آب بردارد، برخی از دانش مندان تصورشان این بود که همه موجودات آبی نابینا هستند. در چنین دنیای تاریکی، چشمان جانوران ظاهر و مکانیزمی بسیار عجیب پیدا می کند تا از هر جهت پاسخگو نیازشان باشد و شاید نامتعارف ترین آن ها به ماهی مرکبتوت فرنگی تعلق گرفته این ماهی دارای یک چشم عادی و یک چشم بسیار بزرگ است که گویی مورد حمله زنبور قرار گرفته و به خاطر نیش آن تورم پیدا کرده است به این دلیل نام این حیوان را توت فرنگی گذاشته اند چون بدن این ماهی دقیقا همان دانه های سیاه رنگی را روی خود دارد که در این میوه یافت می شوند. باید از یاد برد که کوچک ترین میزان نور ورودی به بستر اقیانوس می تواند ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    گربه تنبل را موش | پسر بابا | پسر باباش | پسر بابایی | پسر بابان | پسر بابازاده | پسر بابا رجب | پسر بابا حسین رفیعی | پسر بابان گوینده خبر | پسر بابا 92