کودک و نوجوان

متن مرتبط با «شهر گمشده آتلانتیس پیدا شد» در سایت کودک و نوجوان نوشته شده است

شهر گمشده

  • نیلوبلاگ

    پترا شهری تاریخی در کشور اردن است که شهری بسیار زیبا و عجیب است. باستان شناسان موفق شدند یک بنای عظیم تاریخی را در نزدیکی «شهر باستانی پترا» دراردن کشف کنند. پترا شهری کامل است که همه شهر در کوه و تخته سنگ هایی به رنگ گل سرخ یا صورتی تراشیده شده است، به طوری که هنگام طلوع و غروب آفتاب سنگ های قرمز شهر تغییر رنگ می دهندو مناظر بسیار زیبایی می سازند. پترا به معنی صخره است، به همین دلیل نام این شهر را پترا گذاشتند . این شهر زیبا و گمشده تمام سنگی یکی از جالب ترین معماری ها را دارد و به عنوان جواهر اردن شناخته شده است. ولی بعضی افراد اسم این شهر را، شهر گ...

    ادامه مطلب
  • کفشدوزک

  • نیلوبلاگ

    دست نزنی به بالش آخه گناه داره خونه ی اون تو باغه می دوزه کفش پاره خسته نمی شه اصلا همیشه کار داره اگه دیدی نشسته روگل سرخ خوشبو یواش در گوش اون خسته نباشی بگو [email protected] شهرزاد فراهانی -شاعر:حسن یعقوبی قفس های باغ وحش حیوونه ای رنگارنگ... ستاره چشمک زن تو آسمون، تو دریا ... چه دنیای قشنگی! دنیای رنگارنگی... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بی سوادی که قرآن خوان شد

  • نیلوبلاگ

    جناب حاج علی آقا سلمان منشی (بزاز) فرمود در دوران بچگی به مکتب نرفتم و بی سواد بودم. در اول جوانی سخت آرزو داشتم بتوانم قرآن مجید را بخوانم تا این که شبی با دل شکسته برای رسیدن به این آرزو به حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل شدم. در خواب دیدم که در کربلا هستم. شخصی به من رسید و گفت در این خانه بیا که تعزیه حضرت سید الشهداء (ع) در آن بر پا است و به روضه گوش کن ، قبول کردم و وارد شدم. دیدم دو نفر سید بزرگوار نشسته اند و جلو آن ها ظرف آتشی است و سفره نانی پهلوی آن هاست، قدری از آن نان را گرم نموده و به من مرحمت فرمودند و من آن را خوردم. پس روضه خوان ذکر مصائب اهل بیت (ع) را کرد و پس از تمام شدن، از خواب بیدار شدم حس کردم به ارزوی خود رسیده ام، قرآن مجید را باز کرده دیدم کاملاً ...

    ادامه مطلب
  • جلبک چگونه رشد می کند؟

  • نیلوبلاگ

    جلبک ها در بین گیاهان دارای ابتدائی ترین نوع زندگی می باشند، گروهی از آن ها همیشه بصورت سلول های مستقلی هستند. یعنی یک سلول از سلول دیگری جوانه زنده و همین طور ادامه یافته و رشته های درازی بوجود می آید که شباهت زیادی به دانه های تسبیح دارد. انواع دیگر جلبک ها جوانه در آورده و توده انبوهی را پدید می آورند. این توده انبوه شبکه بسیار بزرگی از سلول های فشرده به هم است که دارای طرح های زیبایی نیز می باشد. برخی دیگر از جلبک ها کم کم منقسم شده و دسته های پراکنده دیگری را بوجود می آورند. تمام جلبک ها محتوی ماده سبزینه «کلروفیل» می باشند که با این وسیله نور آفتاب را جذب کرده و غذای خود را می سازند. عمومی ترین جلبک های سبز آن هائی هستند که همچون توده سبزرنگی در استخرهای راکد دیده می شوند. برخی از ...

    ادامه مطلب
  • عمو نوروز و شهر ما

  • نیلوبلاگ

    زنگ آخر بود، معلم نداشتیم. حوصله ام سر رفته بود. از کلاس آمدم بیرون، یه چرخی توی حیاط زدم. رفتم تو سالن. جلوی تابلوی اعلانات ایستادم و آگهی های مسابقه ها و فراخوان ها را می خواندم که یک دفعه چشمم به خبری افتاد و برق از سرم پرید. «امسال عمو نوروز به همراه بابانوئل میهمان ایرانی هاست.» البته خوشحال شدم ولی پریدن برق از سرم به این خاطر بود که بابانوئل هم امسال به مهمانی می آمد. حتماً عمو نوروز از ما خیلی تعریف کرده. از میهمان نوازیمون، رعایت مقرراتمون، به خصوص پاکیزگی مون. آخه آن ها از چند روز قبل از کریسمس هم خانه هایشان را تمیز و مرتب می کنند و هم خیابان هایشان را با درختان کاج و ناقوس ها و زنگ ها، خانه ها و خیابان هایشان را تمیز و مرتب می کنند. وقتی هم لحظه تحویل سال می شود، همه توی خیاب...

    ادامه مطلب
  • دردسرهای بزرگ شدن

  • نیلوبلاگ

    کمی که بزرگ می شویم، یک پله که از نردبان زندگی بالاتر می آییم، اخلاق مان هم عوض می شود. مادر من می گوید: «روز به روز گُنده تر می شوی و اخلاقت ...» نه به خدا من، من بنده خوب خدا، همچین آدمی نیستم! کسی نیستم که مثلاً رو در روی پدر و مادر بایستم و با آن ها دعوا بکنم. کسی نیستم که داداش کوچولو را دور از چشم دیگران نیشگون بگیرم و جیغش را دربیاورم. ولی قبول می کنم که امسال دو سه بار صدایم را بلند کرده ام. دو سه باری هم بد جوری عصبانی شده ام. آره! مادر یک جورهایی راست می گوید، روز به روز ... اصلا یه وضعیه! خوب بگذارید خودم اعتراف کنم. انگار تو اتاق من بمب ترکیده است. همه چیز ریخته به هم. به قول مادرم، از میسره تا میمنه! دفتر و کتاب ها یه گوشه، لباس ها یه گوشه، کفش های اسکیتم را بگو که باز به قو...

    ادامه مطلب
  • یه دایناسور گم شده

  • نیلوبلاگ

    یه دایناسور تو کوچمون گم شده باید بگردم اونو پیدا کنم اگه نباشه، من چه جوری دیگه قفل در خونه مونو وا کنم؟ دایناسورم چشاش دو تا نگینه بهم بگین هیشکی اونو ندیده؟ یه دم داره که توی سوراخ اون یه زنجیر سفید و یک کلیده [email protected] منبع : سروش خردسالان تنظیم: فهیمه امرالله شبکه کودک و نوجوان تبیان مدرسه کلاغا روشاخه درخته ... یه کاسه ماست یک لقمه هم نان این شد ناهار آقای چوپان ... آفتاب مهتاب چه رنگه چه قدر هر دو قشنگه ... This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're reading it on someone else's site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#publishers....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شهر گمشده آتلانتیس | شهر گمشده | شهر گمشده افسانه ای آتلانتیس | شهر گمشده آتلانتیس پیدا شد | کفشدوزک به انگلیسی | کفشدوزک نماد چیست | کفشدوزک سمی | کفشدوزک ها چه میخورند | کفشدوزک کارتون ساز | کفشدوزک چت