
با صدای زنگ در مادرم از جا پرید گفت با شادی به من پستچی از ره رسید باز کردم در به شوق با ادب گفتم سلام بر لبش لبخند بود در نگاه او پیام داد یک پاکت به من پاکتی با تمبر پست گفت دارم مژده ای نامه ی بابای توست [email protected] شاعر: اصغر واقدی طفلکی تنها مونده ...یه لنگه ی جورابم داداش نشسته یه گوشه تو دست اون یه تراشه... تو شهر قم خانمی است که خیلی مهربونه ... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب