زود باش الاغم رو بده. دریا دنبالش کرد. دُم الاغ رفت شهر، قلاب ماهیگیری خرید و برگشت. قلاب را انداخت توی دریا. قلاب تو دهن دریا گیر کرد. دُم الاغ قلاب را کشید. دریا دردش شد و دادش شد. گفت: نکش، نکش. هر چی بخواهی بهت می دم. بهش ماهی داد. گفت: ماهی نمی خواهم. الاغم را می خوام.
صدف داد. لاک پشت داد. مرواریدهای درشت داد. گفت: نمی خوام. الاغم را می خوام.
دُم قلابش را درآورد. دریا هم الاغش را داد. الاغه دیگر تشنه نبود. آن قدر آب خورده بود که شکمش باد کرده بود. دُم الاغ چسبید به الاغش و با هم از آن جا رفتند. دریا یواشکی پشتشان سوار شده بود!فهیمه امرالله- ماهنامه روزهای زندگی
برچسب: دم الاغنام,دم دم الاغنية الهندية,دم بعد الاغتسال,کراسولا دم الاغی,دم من انف الاغنام,
نویسنده: فرومی