حواصیل ها - تاریخ: 1395/4/28 ساعت: 4:18
وقتی حواصیل ها بر روی شن مرطوب فرود آمدند،ساحل از پرهای سفید پوشیده شد.حواصیل ها شروع کردند به پر و بال زدن و تند تند راه رفتن وبال هایشان را پر سر و صدا به هم می زدند. حواصیل (مرغ ماهی خوار) پرنده ای است پابلند که در آب شیرین یا آب ساحلی زندگی می کند. این پرندگان از جانوران کوچک روی زمین تغذیه می ک...
رنگین کمان - تاریخ: 1395/4/27 ساعت: 4:17
میون تیکه ابرا تو آسمون اون بالا رنگین کمون زیبا شده دوباره پیدا رنگ وارنگ و قشنگ مثل یه شهر فرنگ تابش نور خورشید ساخته کمون هفت رنگ آبی اش به رنگ دریا دریای پاک و زیبا سبزش به رنگ سبزه سبزه دشت و صحرا قرمز و زرد و نیلی سه رنگ رنگین کمان بنفش است و نارنجی دو رنگ دیگر آن رنگین کمون چند رنگ؟ هفت رنگه ...
سیمین بد اخلاق نباش - تاریخ: 1395/4/27 ساعت: 4:17
سیمین همیشه عصبانی بود و حرف بد می زد برای همین هیچ کس باهاش دوست نمی شد و همیشه در حیاط کودکستان تنها بود. سیمین وسط حیاط کودکستان ایستاده بود . بچه ها در حیاط بازی می کردند ولی سیمین با هیچ کس بازی نمی کرد.صورت سیمین از عصبانیت قرمز شده بود، چون سارا و مینا دوست نداشتند با او بازی کنند. سیمین باعص...
دریاچه تالاب هامون - تاریخ: 1395/4/27 ساعت: 4:17
اسم من تالاب هامون است،من یکی از بزرگ ترین تالاب دنیا و یکی از بزرگترین دریاچه ها در دنیا هستم. مساحت من حدود 5700 کیلومتر مربع و عمق من برابر 1 تا 5 متر در ناحیه کویری و بیابانی هستم. من در استان سیستان و بلوچستان قرار دارم. و از سه بخش وسیع تشکیل شده ام که عبارتند از: هامون هیرمند،هامون صابری و ها...
شاپرک خسته - تاریخ: 1395/4/26 ساعت: 10:14
شاپرک قشنگی رو دامنم نشستهخسته شده گمونم بال و پرش رو بسته دلم می خواد همیشه رو دامنم بمونه خیال کنه لباسم براش شده یه خونه گل های رودامنم بالشت خوابش بشنچین چین های دامنم بند های تابش بشن دلم می خواد همیشه رو دامنم بمونه خیال کنه لباسم براش شده یه خونه [email protected] شهرزاد فراهانی-کتاب نغمه ها ...
مقاوم در برابر سرما - تاریخ: 1395/4/26 ساعت: 10:14
سلام من یک فک هستم. یک پستان دار آبزی که با بدن دوکی شکلم، در آب شنا می کنم. گوش هایم کوچک اما چشمانم بسیار درشت و زیبا است. فک ها در برابر سرما بسیار مقاوم هستیم چون موهای کوتاهی سطح بدن ما را پوشانده که پوست ما رادر برابر سرما محافظت می کند. اگر دست شکارچی ها به ما نرسد می توانیم تا 35 سال و کمی ب...
ملخک بی ادب - تاریخ: 1395/4/26 ساعت: 10:14
یکی بود یکی نبود. ملخک سر به سر خانم قد قدا می گذاشت و دانه جوجه ها را می برد و می خورد.قد قدا می ترسید که جوجه هایش گرسنه بمانند. روز اول که قدقدا خانم، ملخک را سر سفره غذایش دید گفت: یک دانه گندم بردارو ببر. قابلی ندارد. ملخک یکی خورد و یکی برد.تشکر هم نکرد. روز دوم قدقدا خانم گفت: امروز هم مهمان ...
من و مسواکم - تاریخ: 1395/4/24 ساعت: 8:20
تیک تاک ساعتداره می شمارهشاید خوابیدهشاید بیداره شب شده کم کمباید بخوابمقبلش یه بوس بهبابا، مامانم ای داد بیداددیدی یادم رفتمسواک نزدمامشب سر وقت اما من هیچوقتتسلیم نمیشماز خواب خرگوشیهو پا میشم میون دستمیه دونه مسواکمیکروب شد هلاکدندون پاک پاک به فکر فردامتوی مدرسههرکی منو دیدهازم بپرسه : چه دندونا...
گاو شکمو - تاریخ: 1395/4/24 ساعت: 8:20
روزی روزگاری در یک طویله بزرگ حیوانات زیادی زندگی می کردند، یکی از این حیوانات گاو شکمویی بود که هر چی غذا می خورد سیر نمی شد. گاو قصه ما تا زمانی که غذا بود به خوردن ادامه می داد.در کنار این گاوها چند تا گوسفند و الاغ هم بودندکه بعضی وقت ها گاو شکمو وقتی می دید آن ها نیستند به سمت غذا حیوانات می رف...
نوعی ماهی با چشمانی متفاوت - تاریخ: 1395/4/24 ساعت: 8:20
پیش از آن که انسان نخستین سفر خود را در قرن 19 میلادی به اعماق اقیانوس داشته باشد و پرده از اسرار پنهان دنیای زیر آب بردارد، برخی از دانش مندان تصورشان این بود که همه موجودات آبی نابینا هستند. در چنین دنیای تاریکی، چشمان جانوران ظاهر و مکانیزمی بسیار عجیب پیدا می کند تا از هر جهت پاسخگو نیازشان باشد...
قور قوری و مسابقه نقاشی - تاریخ: 1395/4/23 ساعت: 3:44
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود. آن روز در مدرسه سر و صدای زیادی بر پا بود چون معلم بین حیوانات مسابقه نقاشی برگزار کرده بود. در این سر و صدا و شلوغی قورقوری یه گوشه ای نشسته بود و نقاشی نمی کشد . مورچه کوچولو به قورقوری گفت: چی شده؟ چرا نقاشی نمی کشی؟ قورقوری با ناراحی گفت:آخه مداد رنگی هام...
ساخت عروسک ریزه میزه - تاریخ: 1395/4/23 ساعت: 3:44
سلام بچه ها! امروز با کمک بزرگترها و با راهنمایی ما یک جا شمعی زیبا و ساده درست کنید ... هرچه تنوع و زیبایی ظرف میوه را بیشتر کنیم کودکان علاقه بیشتری به خوردن میوه پیدا میکنند. در این کاردستی..... این کاردستی زیبا مخصوص دختران و پسران با سلیقه می باشد . قلعه پرنسس و قلعه دزدان دریایی This entry pas...
وقتی غمگینم....... - تاریخ: 1395/4/23 ساعت: 3:44
سلام کوچولو های دوست داشتنی امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشید و غمگین نباشید و هیچ کسی را هم ناراحت نکنید. هر وقت غمگینم مثل گلی هستم که باید به آن آب داد . مثل رنگین کمانی هستم که رنگ هایش را گم کرده است وقتی غمگینم روی تختم دراز می کشم و با کسی حرف نمی زنم . خودم و توی اسباب بازی هام قایم می کنم و...
ساخت دایناسور کاغذی - تاریخ: 1395/4/21 ساعت: 7:42
بسیاری از بچه ها عاشق دایناسورها هستند چون که دایناسورها موجودات مرموز و منحصر به فردی هستند،دراینجا به شما بچه های عزیز طرز درست کردن کاردستی دایناسور را آموزش می دهیم. گروهی پژوهشگر یک ماهی کمانگیر را طوری آموزش داده اند که می تواند آب دهانش را روی تصویر افراد بریزد؛ در واقع آنها برای نخستین بار م...
دنیای قشنگ - تاریخ: 1395/4/21 ساعت: 7:42
من بلبلی قشنگم با پرهای رنگارنگ تو کوه و دشت و صحرا سر می دهم این آهنگ هر کسی این دنیای پر از قشنگی را دید بدونه این دنیارو فقط خدا آفرید کانال کودک و نوجوان تبیان [email protected] شهرزاد فراهانی-نغمه ها This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're readin...
گرک و روباه - تاریخ: 1395/4/21 ساعت: 7:42
روزی از روزها گرگ بد جنسی روباه بیچاره را به زور پیش خودش نگه داشته بود تا هرکاری که می خواهد برایش انجام بدهد روباه خیلی دوست داشت فرار کند ولی ازترس جانش جرات نمی کرد تا این که.... یک روز صبح، آن دو در جنگل قدم می زدند گرگ به روباه گفت: روباه قرمزی، زود برای من غذا پیدا کن وگرنه می خورمت.روباه از ...
تو خیلی مهربانی - تاریخ: 1395/4/20 ساعت: 3:20
یک روز مردی ثروتمند به در خانه پیامبر (ص) آمد و با غرور در زد. خدمتکار خانه در را باز کرد. مرد ثروتمند سلام نکرد. فقط گفت: « آیا حضرت محمد (ص) در خانه است؟» فهیمه امرالله_ شبکه کودک و نوجوان خدمتکار جواب داد: « بله»مرد ثروتمند با اخم گفت: « چرا معطل هستی، بدو به ایشان بگو مهمان داری. زود باش!»خدمتکا...
باغچه - تاریخ: 1395/4/20 ساعت: 3:20
... کودک نازنینم بگو بگو ببینم یک نهال سبز را کاشتم در قلب خاک... تابستونه گرمه هوا آب تنی کن تو این هوا زیاد تو آفتاب نمونی سیاه می شی بچه جون Let's block ads! (Why?)
نفس گرفته زمین - تاریخ: 1395/4/20 ساعت: 3:20
آسمان با صدای گریه زمین از خواب بیدار شد. تا چشم باز کرد دید چیز سیاهی اطراف زمین را گرفته است که به سختی دیده می شود. سرش را این ور کرد، آن ور کرد تا زمین را بهتر ببیند، اما نتوانست. زمین هم همچنان گریه می کرد. داد زد: چی شده؟ زمین اوه اوه کنان گفت: این هوا سیاهه منو محکم گرفته تو بغلش. دارم خفه می...
مادرم قرآن بخوان - تاریخ: 1395/4/19 ساعت: 4:06
مادرم، قرآن بخوانبا صدایی آشناآشنا مثل نسیممثل خواب بچه ها از صدایت خوب تردر تمام خانه نیستنرمی آواز تودر پر پروانه نیست هیچ می دانی که شبوقت قرآن خواندنتمی گذارد مثل منماه سر بر دامنت؟ باز هم افتاده استبر لبم این زمزمه:این صدای مادر استیا صدای فاطمه؟... [email protected] شاعر: افشین علاء تهیه: فهیم...

برچسب‌های مرتبط

کاشت مو | کاشت ناخن | کاشی تبریز | کاشت ماری جوانا | کاشی کاری | کاشی مرجان | کاشت ابرو | گربه تنبل را موش | پسر بابا | پسر باباش