کودک و نوجوان

متن مرتبط با «متن شعر اگر من جای او بودم» در سایت کودک و نوجوان نوشته شده است

عقل گنده من

  • نیلوبلاگ

    بابا به مامان گفت: چرا ناراحتی؟ مامان گفت: دلم خیلی تنگ شده. با خودم فکر کردم چرا مامان دلش تنگ شده؟ به آشپزخانه رفتم. مامان یک پیش بند صورتی پوشیده بود. بندهای پیش بند را محکم دور دلش بسته بود. هم غذا درست می کرد و هم ظرف ها را می شست. خوب به مامان نگاه کردم. هورا، هورا، فهمیدم. کار لباس هایش بود. به اتاق خواب مامان رفتم. از کشو یک قیچی برداشتم. اول از بلوز قرمزش شروع کردم. آخه من بزرگ شده ام. عقلم هم گنده شده است. خوب می دانم بلوز روی شکم مامان می افتد. از همان جا قیچی کردم.بعد سراغ بلوز سیاهش رفتم و چند...

    ادامه مطلب
  • اگر جای او بودم

  • نیلوبلاگ

    خرگوشک زیر درخت کاج نشست و با گریه گفت: «توی لانه مان تونل کَندم و مامانم عصبانی شده. با من قهر کرده.» بچه سنجاب گفت: «اگر جای تو بودم...» ولی همین که دید خرگوشک گوش نمی کند، پرید و رفت. خرگوشک باز گریه کرد. بعد اشک هایش را پاک کرد و دنبال بچه سنجاب دوید. ازاو پرسید: «اگر جای من بودی، چه کار می کردی؟» بچه سنجاب گفت: «خُب، لانه مان را پُر از میوه کاج می کردم تا مامانم با من آشتی کند.» خرگوشک زیر درخت کاج برگشت و یک بغل میوه کاج جمع کرد. آن وقت با خودش گفت: «مامانم که این ها را دوست ندارد! پس چه کار کنم؟» م...

    ادامه مطلب
  • ماشین من

  • نیلوبلاگ

    با سرعت خیلی زیاد مثل باد به چپ،به راست تو کوچه و خیابان هر دو تا که خسته شدیم خاموش شدیم، بسته شدیم پارک می کنیم ماشین من تو کمد من توی رختخوابم کانال کودک و نوجوان تبیان [email protected] شهرزاد فراهانی-شاعر:مصطفی رحماندوست Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رنگ من، زندگی من

  • نیلوبلاگ

    انسان از دیرباز به دنبال کشف فضا بوده و تا حدود بسیار زیادی هم موفق شدند شش رویداد مهم فضایی این مطلب را باز گو می مند... در جنگل های ماداگاسکار موجودی به اسم آی آی زندگی می کند که از هر گونه حیوانی و حتی انسان ذره ای را به ارث برده؛ دمش شبیه به سنجاب است و گوش ها و چشم هایش هم به موش شباهت داردو...... می دانید که یک موجود کوچک سفید نابینا در کف دریاها وجود دارد که غذای خود را خود به تنهایی پرورش می دهد؟ ... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هزارپایی که با زیبایی خود دشمنان را فریب می دهد

  • نیلوبلاگ

    یکی از این گونه شگفت انگیز هزار پا، هزارپا جواهرنشان نام دارد. ظاهر این موجود به قدری زیبا و فریبنده است که دوست دارید آن را روی قطعه ای طلا قرار داده و به دست یا گردن خود آویزان نمایید. شاید فکر کنید این جانور ابعاد قابل توجهی دارد اما این هزارپایان جواهرنشان که عاقبت نیز به پروانه تبدیل می شوند بیش از آنچه تصورش را نمایید کوچک هستند و همین خاطر پیدا کردنشان در انبوه شاخ و برگ درختان بسیار دشوار است. نکته دیگر در مورد این گونه خاص سرعت بالایش در قیاس با موجودات هم رده خود است، چراکه این کرم ها در یک چشم بر هم زدن از مقابل دیدگان شما دور می شوند. نکته ای جالب این که در زیر سطح شیشه ای بدن این جانور نیز برآمدگی هایی به چشم می خورند که از داخل پوشش سخت آن سر بر آورده اند. این بیرون زدگی ها...

    ادامه مطلب
  • مامان من کجاست

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود.در مزرعه ای کوچک و زیبا اردکی تخم خود را شکست و بیرون آمد. اردک تا چشم هاش و باز کرد دنبال مامانش گشت از خودش پرسید: مامان من کجاست؟ اردک کوچولو تصمیم گرفت خودش بره و مامانش و پیدا کنه، رفت و رفت تا رسید به سگ مزرعه. به آقا سگه گفت: سگ مهربون تو مامان من و ندیدی؟ مامانم گم شده و من دنبالش می گردم. سگ مزرعه گفت:نه ندیدم. ولی به تو کمک می کنم تا مامانت و پیدا کنی. اردک کوچولو خیلی خوشحال شد و ازسگ مهربون تشکر کرد. همین که کمی راه رفت چشمشون به بچه گربه افتاد. اردک کوچولو به گربه گفت: خانم گربه شما مامان من و ندیدین.آخه مامانم و گم کردم. گربه گفت: نه اردک کوچولو. من از صبح اینجام و مادر تورو ندیدم. اردک کوچولو با ناراحتی تشکر کرد و رفت. دوباره به ر...

    ادامه مطلب
  • دندان سالم من

  • نیلوبلاگ

    من با این که می دونم باید مواظب دندون هام باشم تا همیشه سالم بمونن ولی بازم شیرینی و شکلات زیاد می خورم و تا میام مسواک بزنم تنبلی میاد سراغم. امروز صبح که از خواب بیدار شدم هیچ کس خونمون نبود. چند بار مامانم و صدا کردم ولی جوابی نداد یادم اومد که مامانم کلی خرید داشته،آخه فردا یه عالمه مهمون داریم. خیلی گرسنم شده بود دریخچال و که باز کردم چشمم به شیرینی های خوشمزه خامه ای افتاد به جای صبحانه یک عالمه شیرینی و شکلات خوردم. اگه مامانم بود به من اجازه نمی داد این همه شکلات و کاکائو بخورم همیشه بهم می گه دندونات خراب می شه و باید بری دندون پزشکی هم کلی پول باید بدیم هم یه عالمه درد بکشی. ولی من اون موقع اصلا حرف مامانم یادم نبود فقط دوست داشتم تا مامانم نیومدهیه عالمهشیرینی بخورم و مطمئن ب...

    ادامه مطلب
  • مقاوم در برابر سرما

  • نیلوبلاگ

    سلام من یک فک هستم. یک پستان دار آبزی که با بدن دوکی شکلم، در آب شنا می کنم. گوش هایم کوچک اما چشمانم بسیار درشت و زیبا است. فک ها در برابر سرما بسیار مقاوم هستیم چون موهای کوتاهی سطح بدن ما را پوشانده که پوست ما رادر برابر سرما محافظت می کند. اگر دست شکارچی ها به ما نرسد می توانیم تا 35 سال و کمی بیش تر هم زندگی کنیم. اما شکارچی دشمنان اصلی ما هستند دوستان من را شکار می کنند تا از پوست و گوشتشان استفاده کنند. حتی بعضی از صیادها فکر می کنند ما ماهی های دریا را می خوریم و چیزی برای آن ها نمی گذاریم. نمی دانم چرا این طور فکر می کنند؟ شاید نمی دانند اگر ما فک ها، در دریا نباشیم دریا پر از آبزیان بیماری زا می شود. آلودگی، سراسر دریا را فرا می گیرد. و موجودات دریایی از بین می روند. البته ما...

    ادامه مطلب
  • من و مسواکم

  • نیلوبلاگ

    تیک تاک ساعتداره می شمارهشاید خوابیدهشاید بیداره شب شده کم کمباید بخوابمقبلش یه بوس بهبابا، مامانم ای داد بیداددیدی یادم رفتمسواک نزدمامشب سر وقت اما من هیچوقتتسلیم نمیشماز خواب خرگوشیهو پا میشم میون دستمیه دونه مسواکمیکروب شد هلاکدندون پاک پاک به فکر فردامتوی مدرسههرکی منو دیدهازم بپرسه : چه دندونایی!چقدر سفیدناینا دندوننیا مرواریدن؟ خب دیگه دیرهباید بخوابمبا لب خندونفردا بتابم.... [email protected] شاعر: مریم امیری پارسا تهیه: فهیمه امرالله_شبکه کودک و نوجوان تبیان من بلبلی قشنگم با پرهای رنگارنگ ......... باغچه کوچک من خیلی خیلی قشنگه ... خرگوش من چه نازه گوشاش چقدر درازه ..... This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and...

    ادامه مطلب
  • گاو شکمو

  • نیلوبلاگ

    روزی روزگاری در یک طویله بزرگ حیوانات زیادی زندگی می کردند، یکی از این حیوانات گاو شکمویی بود که هر چی غذا می خورد سیر نمی شد. گاو قصه ما تا زمانی که غذا بود به خوردن ادامه می داد.در کنار این گاوها چند تا گوسفند و الاغ هم بودندکه بعضی وقت ها گاو شکمو وقتی می دید آن ها نیستند به سمت غذا حیوانات می رفت و آن ها را می خورد. الاغ بیچاره باید هر روز کلی کار می کرد و برای گاو و گوسفندان غذامی آوردو به خاطر این که گاو شکمو کلی غذا می خورد مجبور بود این راه را 2یا 3 بار برود.حیوانات به گاوشکمو می گفتند: آن قدر غذا نخور دل درد می گیری و وزنت زیاد می شود. ولی اصلا گوش گاو بدهکار نبود از صبح تاشب غذا می خورد و می خورد و می خورد.بالاخره کار کردن زیاد باعث شد که الاغ بیچاره مریض شود .و به همین خاطر ...

    ادامه مطلب
  • نوعی ماهی با چشمانی متفاوت

  • نیلوبلاگ

    پیش از آن که انسان نخستین سفر خود را در قرن 19 میلادی به اعماق اقیانوس داشته باشد و پرده از اسرار پنهان دنیای زیر آب بردارد، برخی از دانش مندان تصورشان این بود که همه موجودات آبی نابینا هستند. در چنین دنیای تاریکی، چشمان جانوران ظاهر و مکانیزمی بسیار عجیب پیدا می کند تا از هر جهت پاسخگو نیازشان باشد و شاید نامتعارف ترین آن ها به ماهی مرکبتوت فرنگی تعلق گرفته این ماهی دارای یک چشم عادی و یک چشم بسیار بزرگ است که گویی مورد حمله زنبور قرار گرفته و به خاطر نیش آن تورم پیدا کرده است به این دلیل نام این حیوان را توت فرنگی گذاشته اند چون بدن این ماهی دقیقا همان دانه های سیاه رنگی را روی خود دارد که در این میوه یافت می شوند. باید از یاد برد که کوچک ترین میزان نور ورودی به بستر اقیانوس می تواند ...

    ادامه مطلب
  • آی آی، جانوری با انگشت منحصر به فرد

  • نیلوبلاگ

    شاید میمون ها بیش ترین شباهت را از لحاظ ظاهری به انسان داشته باشند و تا جایی که علم ثابت کرده 96 درصد از ترکیبات ژنتیکی این دو با یک دیگر مشترک است با این حال هیچ موجودی از لحاظ توان مندی به پای انسان نمی رسد. اما در جنگل های ماداگاسکار موجودی به اسم آی آی زندگی می کند که از هر گونه حیوانی و حتی انسان ذره ای را به ارث برده؛ دمش شبیه به سنجاب است و گوش ها و چشم هایش هم به موش شباهت دارد و علاوه بر این ها، یک انگشت میانی بسیار بلند و باریک دارد که کارهای خارق العاده ای را انجام می دهد.پژوهشگران در ابتدا تصور می کردند که این جانور یک جونده است، اما حالا بر اساس تحقیقات جدید روشن شده که در زمره میمون ها به خصوص گونه خاصی از لمورها جای می گیرد. آی آیشب هادر جنگل های ماداگاسکار به راه می افت...

    ادامه مطلب
  • من....دوست دارم

  • نیلوبلاگ

    من غنچه ها را دوست دارمپروانه ها را دوست دارم گنجشک کوچک را که دارد شوق پروازبا آن نگاه مهربانش دوست دارم من ماه و خورشید درخشانبر پهنه این آسمان را دوست دارم من هر گل زیبای خوشبوروییده در دشت و دمن را دوست دارم من کهکشان را دوست دارمرنگین کمان را دوست دارم دریا و رقص موج جوشانبر ساحل و بر ماسه ها را دوست دارم من هر شهاب و هر ستارهآن ابرهای پاره پارهرقصان میان آسمان را دوست دارم دنیای ما زیباست زیبامن خالق دنیای زیباپروردگار مهربان را دوست دارم [email protected]تهیه: فهیمه امراللهشبکه کودک و نوجوان تبیان بچه گربه ای دیشب توی کوچه ی ما بود مانده بود در باران خیس خیس و تنها بود ننه جون توی حیاط کاسه ی آب می ذاره واسه ی پرنده ها کمی گندم میاره بچه های تایوان و بنگلادش آل...

    ادامه مطلب
  • من....دوست دارم

  • نیلوبلاگ

    من غنچه ها را دوست دارمپروانه ها را دوست دارم گنجشک کوچک را که دارد شوق پروازبا آن نگاه مهربانش دوست دارم من ماه و خورشید درخشانبر پهنه این آسمان را دوست دارم من هر گل زیبای خوشبوروییده در دشت و دمن را دوست دارم من کهکشان را دوست دارمرنگین کمان را دوست دارم دریا و رقص موج جوشانبر ساحل و بر ماسه ها را دوست دارم من هر شهاب و هر ستارهآن ابرهای پاره پارهرقصان میان آسمان را دوست دارم دنیای ما زیباست زیبامن خالق دنیای زیباپروردگار مهربان را دوست دارم [email protected]تهیه: فهیمه امراللهشبکه کودک و نوجوان تبیان بچه گربه ای دیشب توی کوچه ی ما بود مانده بود در باران خیس خیس و تنها بود ننه جون توی حیاط کاسه ی آب می ذاره واسه ی پرنده ها کمی گندم میاره بچه های تایوان و بنگلادش آل...

    ادامه مطلب
  • اولین دهکده نساجی ایران

  • نیلوبلاگ

    رویین یکی از روستاهای زیبای شهرستان اسفراین است که به دلیل وجود قابلیت های گردشگری به عنوان یکی از مناطق گردشگری خراسان شمالی معرفی شده است.این روستا در 27 کیلومتری شمال اسفراین واقع شده و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی با زمستان های سرد و پر برف و تابستان معتدل است. آب فراوان، باغ این روستا را پر رونق ساخته بطوری که هیچ فصلی از سال از محصولات باغ بی بهره نبوده است. از جمله محصولات این روستا سیب، گلابی، گردو، انگور، هلو و زردآلو است. در این روستا خانه ها به طرز بسیار زیبایی به صورت پلکانی بر روی یکدیگر ساخته شده، به طوری که پشت بام منزل یکی حیاط خانه دیگری است. کوچه هایی پیچ در پیچ، بافت قدیمی خانه ها و شیب کوچه به کوچه روستا، ارتفاعات بلند، رودخانه های دائمی و درختان چنار کهنسال چهره ای...

    ادامه مطلب
  • اختراع اولین لباس غواصی

  • نیلوبلاگ

    اولین لباس غواصی مانند یك بشكه چوبی بود كه دوتا سوراخ داشت و غواص از این سوراخ ها دست های خود را بیرون می آورد و یك پنجره هم داشت تا غواص بتواند جلوی خود را ببیند. سازنده این لباس، شخصی به نام جان لت بریج بودکه در سال 1912برای اولین بار از سوی " هلدن " بایکوت" و "گیبون دامانت" در نیروی دریایی آمریکا در لباس های جدید غواصی به مرحله آزمایش درآمد . ریشه اصلی آشنایی با غواصی در نیاز بشر به رهبری نظامی،خدمات زیرآبی، تجارت زیرآبی و گسترش دروازه های دانش از طریق جستجو و کشف اسرار نهفته است. هیچ کس به درستی نمی داند چه وقت بشر پی برد که می تواند با حبس نفس در سینه برای مدتی زیرآب باقی بماند ولی زمانی که غواصی به عنوان یک حرفه مورد استفاده قرار گرفت به بیش ...

    ادامه مطلب
  • مرغابی عروسکی من

  • نیلوبلاگ

    تعداد بازديد : 8 دوشنبه 17/3/1395 تاريخ : تهیه:شهرزاد فراهانی شبکه کودک و نوجوان تبیان در آن كوه بزرگ خانه كوچك مك بامبل قرار داشت. او به تنهایی در خانه خیلی كوچكی در میانه راه بالائی كوه بن مكدیو در اسكاتلند زندگی می كرد. ... در روزگاران خیلی قدیم، در عصر یخ، پسر بچه ای به نام دماغ فندقی در یک غار با پدر و مادرش زندگی می کرد. او یک فیل دست آموز به نام دو چشمی داشت. ... روزی از روزها پسری بود که اصلاً اعتماد به نفس نداشت و همیشه به خاطر نداشتن اعتماد به نفس کارهایش را درست انجام نمی داد. ... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اختراع اولین مداد این موجود سحر سحر آمیز

  • نیلوبلاگ

    در یکی از روز های زمستانی سال ١٥٦٤ ، طوفانی شدید، درخت بلوط بزرگی را ریشه کن کرد. بعد از افتادن درخت، ذخیره ای بزرگ از یک ماده سیاه ناشناختهپدیدار شد. کشاورزان محل پس از آزمایش نتیجه گرفتند که این ماده نوعی سرب است. اختراع مداد بعد از مدتی روستائیان دریافتند که این نوع منحصر به فرد «سرب» ماده ای بسیار خوب برای نوشتن و طراحی کردن است، بنابراین باکندن گودالی بزرگ در جای سقوط درخت بلوط به استخراج این ماده پرداختند. در سال ١٧٧٩، یعنی بیش از دویست سال بعد یک دانشمند انگلیسی کشف کرد که ماده استخراج شده از این معدن نوعی ذغال است نه سرب. شکل مداد های اولیه مدادهای اولیه صرفاً کلوخه ها و خورده های گرافیت بود. بعدها این ماده را به شکل قلمی در آوردند که دور آن را نخ می پیچیدند و از هر طرف که لاز...

    ادامه مطلب
  • کاردستی سرمدادی های منگوله ای

  • نیلوبلاگ

    رنگ کردن تخم مرغ ها کار آسان و سرگرم کننده ای است . برای این کار می توانیم روی پوسته ی تخم مرغ طرح های مختلفی پیاده کنیم... با وسایل ساده یک بازی جالب خلق کنید و با دوستان خود مسابقه ماهیگیری بگذارید و لذت ببرید... همیشه با دیدن کاردستی خودتان که چطور اتاقتان را زیباتر کرده است لذت می برید. این لوستر کاغذی زیبا٬ از وسایل ساده ای که همه در اختیار دارند ساخته شده و روش ساخت آن نیز نسبتا آسان است... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در سرزمین منا ( مردی که کمک خواست)

  • نیلوبلاگ

    مردمی که به حج رفته بودند، در سرزمین منا جمع بودند. امام صادق ( ع ) و گروهی از یاران لحظه ای در نقطه ای نشسته، از انگوری که در جلوشان بود می خوردند. سائلی پیدا شد و کمک خواست . امام مقداری انگور برداشت و خواست به سائل بدهد . سائل قبول نکرد و گفت « به من پول بدهید » امام فرمود : « خیر است » و آن انگور را هم به او نداد . طولی نکشید سائل دیگری پیدا شد و کمک خواست . امام برای او هم یک خوشه انگور برداشت و داد . سائل انگور را گرفت و گفت : « سپاس خداوند عالمیان را که به من روزی رساند » امام با شنیدن این جمله او را امر به توقف داد . و سپس هر دو مشت را پر از انگور کرد و به او داد . سائل برای بار دوم خدا را شکر کرد . امام باز هم به او گفت : « بایست و نرو » سپس به یکی از کسانش که آن جا بود ، رو کر...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    اگر جای او بودم | اگر من جای او بودم | اگر من جاي او بودم | اگر من جای او بودم همان | اگر من جای او بودم ستار | اگر من به جای او بودم | شعر اگر من جاي او بودم | شعر اگر من جای او بودم کارو | متن شعر اگر من جای او بودم | اگر به جای او بودم